|
شهرخدا دوستی بامهربان ترین اقا...
|
"دلم به"مستحبی"خوش است که جوابش"واجب"است...السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا"
" زیر آن قوس زرین سرزمینی است که از آسمان مرتفع تر است" روبه روی تواهالی هتل های بی ستاره به هم می گفتند...توراآن دوروبرهادیده اند.... ماکه هرچه کمین نشسته ایم،تنهاغروب هارسوایی دلمان رانقاره زده اند... ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------- (پست ثابت)
[ شنبه بیستم فروردین 1390 ] [ 19:46 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
چقدر از آسمان دورم...
فكر كن از اين ديوارها خسته شده باشي، از اين كه مدام سرت مي خورد به اين محدوده هاي تنگ خودت. فكر كن دلت از رنگ ها گرفته باشد، از رياها، چهره هاي پشت رنگ ها، دلت بي رنگي بخواهد، فضاي شفاف يا بي رنگ. فكر كن يك حال غير منطقي بهت دست داده باشد كه هر استدلالي حوصله ات را سر ببرد. دلت بخواهد مثل بچه هاپات رو بزني زمين و داد بزني كه من اين را مي خواهم و منظورت از اين خدايي باشد كه همين نزديكي است يك دفعه ميانه ات با خداي دورِ استدلاليون بهم خورده باشد يك جور حوصله ات از اين حرفها سر رفته باشد. دلت بخواهد لمسش كني. دلت هواي خدايي را كرده باشدكه مي شود سر گذاست روي شانه اش و غربت سال هاي هبوط را گريست. خدايي كه بغل باز مي كند تا در آغوشت بگيرد حتي صدايت مي كند " و سارعوا الي مغفره من ربكم..." خدايي كه مي شود دورش چرخيد و بهش گفت " الهي دورت بگردم" بابا زور كه نيست!! من الان يه جوري ام دلم نمي خواهد خدايم پشت سلسله علت ها و معلول ها ته يك رشته دور و دراز ايستاده باشد مي خواهم همين كنارم باشد..... دلم هواي يك خانه ساده مكعبي رو كرده.
سر گذاشت روي شانه هاي سنگي آن خانه و گريست و حس كرد كه صاحب خانه نزديك است. مي شود پرده خانه را گرفت، جوري كه انگار دامنش را گرفته اي. حتي حسرتش هم شيرين است. اين روز ها هواي چشم من باراني ست و طوفان دلم غوغايي... ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- امضاء: دوچشم خيس ودلي درهوايتان ديوانه اي كه لك زده قلبش برايتان ...!! [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 15:1 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
چه کسی می داند؟ شاید آن شادترین لحظه ما در راه است... ![]()
امام رضا الرضا(ع) ـ که روز جمعه را روز ظهور حضرت مهدی(ع) میداند ـ ، در یکی از بهترین لحظات نیایش خود یعنی قنوت نماز ظهر جمعه سرود بیقراری و انتظار سر میدهد و برای فرج و ظهور آن بزرگوار دعا میکند: « اَللّهُمَّ اَصْلِحْ عَبْدَ کَ وَ خَلیفَتَکَ، بِما اَصْلَحْتَ بِهِ اَنْبِیائَکَ وَ رُسُلَکَ، وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ، وَ اَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ، وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً، یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ،وَ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً، یَعْبُدُ کَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، وَ لاتَجْعَلْ لِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَ لِیِّکَ سُلْطاناً، وَ ائْذَنْ لَهُ فى جِهادِ عَدُوّ ِکَ وَعَدُوّ ِه، وَ اجْعَلْنی مِن اَنْصارِهِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شیْ ءٍ قَدیر.»(1) بارالاها، کار ظهور بندة شایسته و خلیفة راستینت (امام مهدی) را اصلاح فرما، همانگونه که کار پیامبر و فرستادگانت را اصلاح نمودی، و از فرشتگانت نگاهبانانی بر او بگمار، و از سوی خویش با «روح القدس» او را یاری و پشتیبانی فرما، دیدهبانانی ازپیش رو و پشتسر همراه وی گردان، تا از هر بدی نگاهش دارند، ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، که او تو را می پرستد و هیچ چیز را همتا و همانند تو نمی داند، پس برای هیچیک ازآفریدگانت برتری و چیرگی نسبت به «ولی» خودت قرار مده، و او را درجهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما، و مرا از یاران او بشمارآور،که همانا تو بر هر کاری توانایی. با عنایت به مضــامین زیبای فوق، روشــن میگردد که امـام هشتم(ع) عــالیترین و بلندترین زمزمههای محبّت را چگونه با سوز و از سر شوق در این مناجات کوتاه بر زبان جاری میسازد! هم محبوب خود را معرفی مینماید و هم آرزوی سلامتی و ظهور او را دارد و از خدا میخواهد تا بیعت هیچ ستمگری بر گردن آن حضرت نباشد. آنگاه برای جهاد در رکاب او اعلام آمادگی نموده بدین وسیله ارتباط معنوی و عاطفی خود را به آن بزرگوار
ابراز
میفرماید.(2)
-------------------------------- 2. آفتاب در نگاه خورشید، ص 21 ------------------------------------------- "السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی" ...و سلام بر تو ای نوری که ، چشمهایمان را از دیدنت محروم کرده ایم و خود می دانیم چگونه... ![]() "اگر با آمدن
آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست" *اللهم عجل لولیک الفرج* ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- امضاء: دوچشم خيس ودلي درهوايتان ديوانه اي كه لك زده قلبش برايتان ...!! [ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 18:52 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
ایام شهادت جانسوزمادرخوبیهافاطمه زهرا"س"تسلیت باد
مدینه! تا گل خورشید چند فرسنگ است؟ برایم از غم زهرا بگو دلم تنگ است
![]()
رنگ پاییز به دیوار بهاری افتاد بردرخانه ی خورشید شراری افتاد فاطمه ظرفیت کل ولایت راداشت وقت افتادن اوایل وتباری افتاد -------------------------------------------- روایاتی در مورد فضایل، مناقب و ظلم هایی که بر حضرت زهرا"س" شده ازامام رضا علیه السلام وارد شده و نکات جالب و ارزشمندی دربارهی حضرت زهرا"س"از آن امام همام به دست ما رسیده است:1- شیخ صدوق رضوان الله علیه نقل میکند که حضرت رضا علیه السلام در ضمن حدیث طولانی ای فرموده اند: کانت فاطمة علیها السلام اذاطلع هلال شهر رمضان یغلب نورها الهلال و یخفی فاذا غابت عنه ظهر ؛ فاطمه همواره چنین بود که چون هلال ماه رمضان طلوع میکرد نوراو بر نور هلال، غالب میآمد و در نتیجه هلال ناپدید میگشت اما هنگامی که فاطمه غایب میشد هلال ماه مبارک، ظاهر و آشکار میگردید.1 به راستی که چه امر شگفت انگیز و فوق العادهای است؛ زیرا صورتهای زیبا و نورانی را بسیار دیدهایم و در مورد آنها زیاد شنیدهایم اما غلبه کردن نورانیت چهرهی یک انسان بر هلال و پنهان نمودن آن از دیدگان و ظهور هلال به هنگام پنهان شدن آن انسان بزرگ و عالیقدر، مطلب تازه ای است که دربارهی حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها میشنویم ان هم از زبان یک امام معصوم که دور از خطا و گزافه گویی درسخن و مدح و ستایش است. به یقین این یک نورانیت الهی وامری آسمانی است که بامعیارهای ظاهری قابل درک نمیباشد. خصوصیت هلال ماه رمضان و ذکر ویژهی آن ممکن است از این جهت باشد که مردم برای رؤیت هلال رمضان – که مبشر ورود ماه تازه با برنامههای ویژه،واجبات و محرمات مخصوص است – اهتمام دارند و برای دیدن آن روی میآورند و قهراً بر اثر ازدحام جمعیت، توجه فراوان و دید عمیق و پیگیرانه میتوانند آن را به زودی ببینند اکنون با همهی این خصوصیات و علی رغم اینکه بر حسب جریان طبیعی باید به سرعت آن را بنگرنداما با وجود ظاهر شدن فاطمه، نور هلال ناپدید میگردید تا زمانی که آن بانوی نورانی و آسمانی رخ،چهره در حجاب غیبا برد و در این هنگام ماه ظاهر شده و قابل رؤیت ناظران گردد. 2- سید بن طاووس رضوان علیه نقل میکند که مردی از اولاد برامکه خدمت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام عرضه داشت: «نظرشما دربارهی ابوبکر چیست؟»...
ادامه مطلب [ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 19:58 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
![]() تولدشهرخدا حس بارور بودن و آفریدن خیلی زیباست… و من وبلاگی رو که بارور شده بودم 20فروردین90همزمان باروزتولدم به دنیا آورد میگن همیشه آدما وقتی بچه دار میشن یکی از چیزایی که گوشه ذهنشو نو روحشونو قلقلک میده اینه که اون فرزند سالم صالح وسربه راه باشه و سربلندشون کنه. وبلاگ من حالا اون فرزندیه که 20 فروردین 1سالش تموم میشه و میره تو 2 سال و من چقدر خوشحالم که این فرزند منو سربلندکرده. فکر این که تو این 1 سال اخیر وبلاگ چند قدم نزدیکتر به خدا وامام رضا تونسته عین یه خادم به کمک شما زائرای عزیز اینترنتی آرزوی خیلی ها رو برآورده کنه روحمو آروم میکنه. با افتخار میگم که این وبلاگ باعث شده از عزیزترین زائرای امام رضا وشهرخدا که قلبهایی به وسعت دریا دارن و دستهاشون عین ابر بخشنده است بشن بهترین دوستان من. فکر می کنید چه هدیه ای میتونه از این ارزشمند تر باشه؟ پیدا کردن یه عالمه دوست خوب که همه با هم یه نقطه اشتراک دارن "عاشق امام رضان" حس انساندوستی بدون توجه به نژاد، قومیت ،دین یا حتی گرایشهای سیاسی. از همه شمادوستان خوبی که تو این 1سال منو تنها نگذاشتید و باعث شدید که لبخند شادی رو لب خیلی ها بنشونیم ممنونم . "همتون رو قلبا دوست دارم و ایمان دارم که امام رضا تموم محبتها و خوبی هاتونو به بهترین وجه جبران میکنه." ------------------------------------------------------------
همیشه روز تولد آدم قشنگه ضربان قلب حکایتی را که برای عمر گذشته تعریف کرده برای عمر نگذشته بازگو می کند با حاصل جمع عمرهای سپری شده هم نمی توان یک لحظه زندگی کرد . حاصل جمع شبها هم نمی تواند دامن سفید خورشید را به اندازه یک سر سوزن لکه دار کند زمان حاصل جمع گذشته و آینده است . بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم 20 فروردین روز تولدمه بازم داره بارون میاد آسمون هیچ وقت تولد من یادش نمیره و کادومو برام می فرسته روز قشنگیه همیشه روز تولد آدم قشنگه تولد همه کسایی هم که امروز تولدشونه مبارک. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- امضاء: دوچشم خيس ودلي درهوايتان ديوانه اي كه لك زده قلبش برايتان ...!! [ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 18:5 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
امام رضا(ع) به عبدالعظيم حسني فرمود: به شيعهها بگو بروند ديدن همديگر. «فَإِنَّ ذَلِكَ قُرْبَةٌ إِلَي»
اگر ميخواهيد به من نزديك شويد، ديدن همديگر برويد.
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم
تا15فروردین نیستم. تو شهرخدا حرم مهربان ترین اقا نایب الزیاره همه خواهم بود.
[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 14:32 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
شهادت کریمه اهل بیت فاطمه معصومه "س"تسلیت باد
اجرک الله یا امام رضا... "معصومه، یعنی قداست مریم و عصمت فاطمه و ادامه قصه غصه های زینب در جستوجوی برادر" معصومه، پا به پاي حسينش به حكم عشق چون زينبي براي رضا جلوه ميكند! ![]() امام رضا عليه السلام بارها و بارها بهشت را به پاي خواهر ريخته و زائرانش را بهشتي معرفي كرده است: هر كس او را زيارت كند، بهشت براي اوست.» قدم بهديدگان مردماني گذاشت كه محبتشان در آينه روايات بر هيچ كس پوشيده نيست. امام ما، رضا عليه السلام نداي "طوبي لهم" را برايشان سر داده بود،(1) و حضرت صادق عليه السلام سلام خويش و خداي خويش را قرنها پيش برايشان هديه فرستاده بود. (2) بيش از صدسال از ورود اولين ساكنان اين سرزمين ميگذشت. اعراب اشعري در سال 83 ه .ق با هجرت از مدينه به اين سرزمين،قم رابنا كردند.(3)وبعدازگذشت سالها،دوباره بانويي ازشهرپيامبرآمده بودتااحياگري كند. آمدوماندو آفتاب مهربانيش تا ابد، دلهاي عاشقان را روشنايي خواهد بخشد. در سال 201 ه . ق. ردّپاي خورشيد را پي گرفت و به اين سرزمين رسيد. يك سال از آن زمان كه قافلهسالار رأفت و مهرباني به تبعيد بردگان خشم و شهوت رفته بود، ميگذشت. سفري كه پايانش را پدرانش به او نويد داده بودند. او رفته بود و دلهاي فراواني به دنبال او. و قلب قم به عشق يكي از مسافران خورشيد ميتپيد. معصومه، هر چه در توان داشت در طبق اخلاص گذاشت و نثار برادر كرد . همراهانش را در ساوه به شهادت رساندند. بانوفرمود: «مرا به قم ببريد؛ از پدرم شنيدم كه ميفرمود: شهر قم مركز شيعيان ماست.» ()4 ايشان را به طرف قم راهنمايي كردند. در قم، موسي بن خزرج، رئيس و بزرگ خاندان اشعري، زمام شتر حضرت را در دستگرفت و به منزل خود برد. خانه موسي بن خزرج، محل عبادت دختر موسي بن جعفر عليهماالسلام شد؛ بانويي كه عبادت را به اوج خود رساند و در ايام اقامت در قم، سجاده و محراب را شرمنده خويش كرد. امام رضا عليه السلام نيز به پاس فداكاريهاي خواهر خود، مقام عصمت را به اذان خدا ارزاني او ساخت. امام رضا عليهالسلام فرمود: «من زار المعصومه بقم كمن زارني؛ هر كس معصومه را در قم زيارت كند، گويي مرا زيارت كرده است.» (5( نه اهل قم، بلكه تمامي شيعيان جهان، چشم به سفره پربركت بيبي معصومه(عليهاالسلام) دوختهاند. حضرت صادق عليه السلام مقام شفاعت را يكي از جلوات رباني نوه خود، حضرت معصومه عليهاالسلام ميداند و ميفرمايد: «تدخل بشفاعتها شيعتي الجنه باجمعهم؛ تمام شيعيان به شفاعت او وارد بهشت ميشوند.» (6( ![]() خواهر امام رضا عليه السلام به «معصومه» و «كريمه» ملقّب است. عرش و فرش مستمند خوان كرم اويند. همنام بانويي از آسمانها و مام آبها و آيينهها و نامش فاطمه است، و چه فضيلتي برتر از اين كه هم دختر امام است و هم خواهر امام و هم عمه امام...
ادامه مطلب [ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 19:30 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
امام رضا(ع) ميفرمايند: "لا يتم عقل امرء مسلم حتي تکون فيه عشر خصال: الخير منه مأمول و الشر منه مأمون يستکثر قليل الخير من غيره و يستقل کثير الخير من نفسه لا يسأم من طلب الحوائج اليه و لا يمل من طلب العلم طول دهره الفقر في الله احب اليه من الغني و الذل في الله احب اليه من العز في عدوه و الخمول اشهي اليه من الشهرة ثم قال عليهالسلام: العاشرة و ما العاشرة، قيل له: ما هي؟ قال عليهالسلام: لا يري احدا الا قال هو خير مني و اتقي انما الناس رجلان: رجل خير منه و اتقي و رجل شر منه و ادني، فاذا لقي الذي هو شر منه و ادني قال: لعل خير هذا باطن و هو خير له و خيري ظاهر و هو شر لي و اذا رأي الذي هو خير منه و اتقي تواضع له ليلحق به فاذا فعل ذلک فقد علا مجده و طاب خيره و حسن ذکره و ساد اهل زمانه. " عقل و خرد هيچ فرد مسلماني به سر حد کمال نرسد مگر اين که ده خصلت در او جمع آيد: ۱-به خير و خوبيهايش اميدوار باشند ۲- از شر و بديهايش در امان، ۳-خوبي اندک ديگران را بسيار شمارد ۴- نيکي بسيار خود را اندک داند، ۵-از درخواست نيازمندان ناراحت نشود ۶-در تمام دوران زندگي از دانشاندوزي خسته نگردد، ۷-فقر و ناداري را در راه الله از ثروتمندي دوستتر دارد، ۸-ذلت و خواري را در پيروي احکام الهي بر عزت با دشمنان الله ترجيح دهد، ۹-گمنامي را از شهرت بيشتر خواهد. و فرمود: دهمين خصلت چقدر با اهميت است سئوال شد: کدام است آن؟ فرمود: هيچ کس را نبيند مگر اين که گويد: او از من بهتر و باتقواتر است، زيرا که مردم دو گروهاند: فردي که از او بهتر و پرهيزگارتر است و فردي که بدتر و پستتر است. چون کسي را که از او بدتر و پستتر است ببيند گويد: ممکن است خوبي اين شخص پنهان باشد و اين برايش بهتر است، ولي خوبي من آشکار است و آن موجب بدي و شر است براي من و چون شخصي را که از او بهتر و پرهيزگارتر است مشاهده کند برايش فروتني نمايد تا به او نزديک شود. هرگاه چنين خوي و خصلتهائي داشته باشد به عاليترين درجه از بزرگواري رسيده، نيکيهايش بيشائبه، نامش نيک، و بر همگان سروري و آقائي يابد. منبع: عيون اخبار الرضا(علیه السلام) ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- امضاء: دوچشم خيس ودلي درهوايتان ديوانه اي كه لك زده قلبش برايتان ...!! [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 11:36 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
اینجا عرش خداست، جایى كه قلب امامى در آن بر خاك نهاده است
و از این روى فرشتگان در این حریمند و بال خوشامد در زیر گامهاى زائران این مرقد مى گسترانند. اینجا «روضه اى » از بهشت است و در جاى جایش نهر معنا جارى ، تا هر كه از رسیدگان به این نهر است غرفه غرفه از آن برگیرد و تشنگى برگشاید. اینجا «دارالشفاى » دلدادگانى است كه بیمار عشق و دلدادگى حضرت حقّند و از دو دردِ سرگشتگى و ره یافتگى مى نالند! اینجا شكوه واژه پرمعناى «زیارت» است، و زیارت را چنین توان تعریف كرد: آن هنگام كه آیینه دل در پس غبار سراى نیستى صفاى خویش از كف مى دهد، آن هنگام كه جان تشنه از دورى آبى رو به سستى مى رود، آن هنگام كه دیده از نگریستن به سراب هستى نماى دنیا خسته مى شود، آن هنگام كه بالهاى روح بلندى خواه انسان از سنگینى اندیشه هاى پوچ و وسوسه هاى شیطانى توان پرواز را مى بازد، و آن هنگام كه درد غربت و دورى از نیستان هستى درون این جداى افتاده را مى آزارد و نفیر از آن برمى آورد... یك سلام و یك دیدار آن آیینه را دیگربار مى شوید،
جان تشنه را سیراب مى كند، دیده را روشنایى مى بخشد، بالهاى ناتوان را توان پریدن باز مى دهد و درد غربت و دورافتادگى را آرام مى سازد. این حكایت «زیارت» و رمز و راز «دیدار» است، دیدار با امامى كه او را هماره زنده و همیشه امام مى دانیم...
ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 14:38 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
به خود که آمد صورتش خیسِ خیس شده و حنجره اش درد گرفته بود، ولى در گلویش احساس سبکى خاصى مىکرد، همان احساسى که
وقتى شبهاى تنهایى، زیر لحاف مندرس و سنگینش،پس از یک گریه طولانى به او دست مىداد.آرامِ آرام شده بود، ولى هنوز در گلویش فریادى را حس مىکرد
که یکى از زائران آن را در حنجره اش ناکام گذارد. حرفهاى زائر آقا را به صورت زمزمه هایى مبهم مىشنید. چادرش را بیشتر به روى صورت کشید، ولى زائر تلاش مىکرد با دستش چادر را از روى صورت او کنار زند و سعى داشت به هر ترتیبى که شده، نمازامام موسى کاظم(ع) را به او آموزش دهد. « چرا این قدر گریه و ضجه مىکنى و نمىگذارى زائران دیگر، زیارت کنند؟! برو نماز امام موسى کاظم(ع) را بخوان، حاجتت حتماً بر آورده مىشود!». با آن که تازه آرامش یافته بود، ناگهان بغضى سنگین در گلویش خزید. چادرش را روى صورت کشید و دست راستش را داخل جیب کرد. مىخواست ببیند
تکه پارچه سبزى که با خودش براى بستن دخیل آورده بود، هنوز هست یا نه؟ پارچه را از جیبش در آورد و آن را چندین بار در دست فشرد، به صورتش نزدیک کرد، بىصدا با اشکهایش
شستشو داد، مقابل چشمانش گرفت و با دست در آن نگریست! گویا درون پارچه نور امیدى مىدید و شاید کلید مشکلاتش را! تمام آرزوهایش را در آخرین نگاه به تکه پارچه خلاصه کرد،
آن را داخل جیب پیراهنش درست روى قلبش گذاشت و دست چپش را روى قلب خود قرار داد. مىخواست ضربه هاى قلبش هم با پارچه التماس کنندخودش را جمع و جور کرد، دستش هنوز روى قلبش قرار داشت،
چادرش را هم جمع و جور کرد، کفشهایش را به دست گرفت و آهسته آهسته به پنجره فولاد نزدیک شد...
ادامه مطلب [ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 19:43 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
امید به خدا...
با وسوسههای شیطان، تردید در دلم لانه کرده بود. با خود میگفتم: «مگر چقدر باید برای برآورده شدن حاجتی دعا کرد؟ دیگر ناامید شده بودم. گفتم پیش علی بنموسی الرضا(ع) بروم، شاید مشکلم را برطرف سازد نزد امام رفتم و گفتم: چند سال است حاجتی دارم و بسیار هم دعا کردهام، ولی دعایم مستجاب نمی شود. در دلم شک راه یافته است، چه کنم؟ امام، نگاه تندی به من کرد و فرمود: «ای احمدبنمحمد! مراقب باش که شیطان بر تو پیروز
نشود وتورا از رحمت پروردگارت ناامید نسازد. مگر نمیدانی گاه پروردگار، برآوردن نیاز مؤمن را به تأخیر می اندازد تا او بیشتر به راز و نیاز بپردازد؛ چرا که خداوند بزرگ، گفتوگوی بندگان را با خود دوست دارد. بهخدا سوگند!دیر برآورده شدن نیازهای بندگان که از خدای خود چیزی خواستهاند، برای آنان بهتر از زود برآورده شدن نیازهایشان است. دنیا چه ارزش دارد که مؤمن، برای آن از خدای خود ناامید شود؟! نیکوست که نیایش او در حال آسایش و دوری از مشکلات، همانند نیایش او در سختیها باشد و اگر [حاجتش] نیز برآورده نشد، سبب ناامیدی او نشود، پس افسرده نشو که دعا در پیشگاه پروردگار بزرگ و بلندمرتبه، بسیار ارزشمند است. بردبار باش و برای بهدست آوردن روزی حلال بکوش! به پیوند با بستگانت پایبند باش و به کسی ستم مکن؛ زیرا ما خاندانی هستىم که حتی بریدن از بستگان را به کسی که از او بریدهاند، سفارش نمی کنیم. هرکه به ما بد کند به نیکی پاسخش را می دهیم، بهخدا سوگند! از این روش، جز خوبی و نیکی نمی بینم. بدان کسیکه در این دنیا از نعمتهای بیشمار بهرهمند است، اگر درخواستی از خدا کند و دعایش برآورده شود، بر اثر آزمندی و فزونخواهى، بیشتر درخواست میکند و این سبب می شود که دیگر از نعمتی سیر نشود و بیشتر بخواهد، پس آنگاه که به نعمتهای او افزوده شد، حقوقی که باید ادا کند،افزایش مییابد. بنابراین، از شکر این همه نعمت، ناتوان می ماند و به آزمایش و بلا مبتلا میشود و به خطر میافتد. بنابراین، دلبستگیات را به پروردگار
استوارتر ساز و در دل خود نسبت به او شک و تردید راه مده و دروازه دلت را به روی چیزی بهجز خیرونیکی مگشا! بدان که این، تنها راه آمرزیده شدن و برآورده شدن دعاهاست». ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- امضاء: دوچشم خيس ودلي درهوايتان ديوانه اي كه لك زده قلبش برايتان ...!! [ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 21:35 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
عکس های سفراخیرم به شهرخدا...امیدوارم خوشتون بیاد... من و جدا شدن ازکوی تو خدا نکند خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند
بقیه عکس هادرادامه مطلب... ادامه مطلب [ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 22:39 ] [ سائل الرضا"ع" ]
[ ]
|
||||